معماری
خانه / داستان و حکایت / ظرفیت انسان ها

ظرفیت انسان ها

حکایت ظرفیت انسان ها

مردی از دست روزگار سخت می نالید. پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست.استاد لیوان اب نمکی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟

آن مرد آب را به بیرون از دهان ریخت و گفت: خیلی شور و غیر قابل تحمل است.
استاد وی را کنار دریا برده و به وی گفت همان مقدار اب بنوشد و بعد از مزه اش پرسید؟
مرد گفت: …خوب است و می توان تحمل کرد.

استاد گفت شوری آب همان سختی های زندگی است. شوری این دو آب یکی ولی ظرفشان متفاوت بود. سختی و رنج دنیا همیشه ثابت است و این ظرفیت ماست که مزه انرا تعین می کند پس وقتی در رنج هستی بهترین کار بالا بردن ظرفیت و درک خود از مسائل است.


کلید واژه ها : داستان,حکایت,قصه,رمان,سخن بزرگان,تفکر,مطالب آموزنده, داستان آموزنده,حکایت آموزنده,قصه آموزنده,رمان آموزنده,سخنان آموزنده,جملات آموزنده, داستانهایآموزنده,حکایتهای آموزنده,قصه های آموزنده,رمان های آموزنده,سخنهای آموزنده,جمله های آموزنده

درباره ی مدیر وب سایت

همچنین ببینید

خاطرات یک پزشک

خاطرات یک پزشک

خاطرات یک پزشک خاطره بسیار جالب توسط یک دانشجوی پزشکی زماني كه ما دانشجوي پزشكي …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *